جمال الدين محمد الخوانساري
160
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بدل وأركان ديگر سرايت نمىكند ، زيرا كه أو را در دل اعتقادي نباشد ، واگر بأركان ديگر عبادتي كند چون بي اعتقادست مجرّد صورتيست وعبادتي نيست كه شكر تواند شد بلكه محض وزر وعصيان است ، وشكر زبانى أو نيز چنان است وآن در حقيقت شكر زبانى نباشد بلكه شكر بودن آن بمجرّد لفظيست كه خود بزبان ميراند . 5663 شكر نعمة سالفة يقضى بتجدّد نعم مستأنفة . شكر نعمتي گذشته حكم ميكند بتازه شدن نعمتهائى ابتدأ كرده شده ، يعنى سبب نعمتهاى تازهء ديگر مىگردد . 5664 شكر النّعم يضاعفها ويزيدها . شكر نعمتها دو چندان مىگرداند آنها را وزياد مىگرداند آنها را . مراد به « دو چندان گردانيدن » مطلق زياد گردانيدنست نه خصوص دو برابر گردانيدن ، پس ذكر و « زياد مىگرداند آنها را » « 1 » بعد از آن تأكيد است . 5665 شكر النّعم يوجب مزيدها ، وكفرها برهان جحودها . شكر نعمتها واجب مىسازد زيادتى آنها را ، وكفران آنها دليل انكار آنهاست ، يعنى انكار اين كه آنها از جانب خداى عزّ وجلّ باشد وبسبب آنها شكر أو بايد كرد ، چه اگر كسى قائل باين باشد معقول نيست كه كفران آنها كند وشكر ننمايد ، وممكن است كه « جحود » در اينجا بمعنى انكار نباشد بلكه بمعنى كم شدن وتيره گشتن باشد وترجمه اين باشد كه : كفران آنها دليل كم شدن وتيره شدن آنها باشد . 5666 شكر النّعمة أمان من حلول النّقمة . شكر نعمت ايمنى است از فرود آمدن عقوبت وانتقام ، يعنى سبب ايمنى از آن مىشود . 5667 شكر العالم على علمه عمله به وبذله لمستحقّه .
--> ( 1 ) اشاره بجملهء « يزيدها » است كه بنقل ترجمهء آن اكتفا كرده است .